سفارش تبلیغ
صبا
دارالقران الکریم جرقویه علیا
دانش به خداوند برترینِ دو دانش است . [امام علی علیه السلام]

امام محمد تقی (ع) امام نهم شیعیان و فرزند امام رضا (ع) در دهم رجب سال 195 هجری قمری دیده به جهان گشود. ایشان به جوادالائمه معروف می‌باشد. واژه "جواد" که هم خانواده "جود" است، به معنای بخشنده می‌باشد و بر اساس روایات امام جواد (ع) بسیار بخشنده و سخاوتمند بود و همیشه عده زیادی از نیازمندان گرد خانه ایشان جمع بودند. امام جواد (ع) در 29 ذی القعده سال 220 هجری قمری در 25 سالگی غریبانه و مظلومانه در بغداد به شهادت رسید و در کنار قبر مطهر جدش امام موسی‌ کاظم علیه‌ السلام که هم اکنون معروف به کاظمین است، به خاک سپرده شد.

شعر و متن شهادت امام جواد علیه‌السلام

 

سلام بر تو اى برتر از نقص اوصاف

سلام بر تو اى پسندیده نزد مردم شرافتمند 

سلام بر تو اى ستون دین

گواهى مى‏دهم که تو ولىّ خدا و حجّت او در زمینش هستى

و تو مقرّب خدا و منتخب حق

و سپردگاه علم خدا، و پیامبران و پایه ایمانو ترجمان قرآنى

گواهى مى‏‌دهم هرکه از تو پیروى کرد بر حق و هدایت است‏ و هرکه تو را انکار کرد و با تو از در دشمنى درآمد بر گمراهى و هلاکت است




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 96 مرداد 31 ساعت 10:58 صبح |

    تنها خواهر امام هشتم

    نجمه خاتون همسرگرامى امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامان‏خود پرورش داد و آنها عبارتند از:

    1- خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع)

    2- حضرت معصومه (س)

    محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى، براین واقعیت تصریح نموده است.

    مدت 25 سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پس‏از یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره‏اى تابان از دامن نجمه‏درخشید که هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترین‏عواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار کند.

    بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفى بود که قلم از ترسیم آن عاجز است.

    در یکى از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى که مرد نصرانى مى‏پرسد: «شما که هستید؟» مى‏فرماید: «انا المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا(ع)مى‏باشم.» این تعبیر از محبت‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمه‏مى‏گیرد.

    رمز قداست قم

    در احادیث فراوانى از قداست قم سخن رفته، تصویر آن در آسمان ‏چهارم به رسول اکرم(ص) ارائه شده است.

    امیرمومنان(ع) به اهالى قم درود فرستاده و از جاى پاى جبرئیل ‏در آن سخن گفته و امام صادق(ع) قم را حرم اهلبیت معرفى کرده وخاک آن را پاک و پاکیزه تعبیر کرده ‏است.امام کاظم(ع) قم را عش‏آل محمد (آشیانه آل محمد(صنامیده و یکى از درهاى بهشت را از آن اهل‏قم دانسته.امام هادى(ع) اهل قم را «مغفور لهم‏»(آمرزیده) تعبیر کرده و امام حسن عسکرى(ع) از حسن نیت آنها تمجید کرده و با تعبیرات بلندى اهالى قم را ستوده است.اینها و دهها حدیث دیگرى که در قداست و شرافت قم و اهل قم از پیشوایان معصوم به ما رسیده، فضیلت و عظمت این سرزمین را براى‏همگان روشن مى‏سازند، جز این که باید دید راز و رمز این همه‏شرافت و قداست چیست؟

    حدیث فوق که پیرامون ارتحال حضرت معصومه(س) به عنوان پیشگوئى‏از امام صادق(ع) نقل شد، از راز و رمز آن پرده بر مى‏دارد و روشن مى‏سازد که این همه فضیلت و شرافت، از ریحانه پیامبر،کریمه اهلبیت، مهین بانوى اسلام، حضرت معصومه(س) سرچشمه‏مى‏گیرد، که در این سرزمین دیده از جهان فرو بسته، گرد و خاک ‏این سرزمین را توتیاى دیدگان حور و ملائک نموده است.

    عصمت حضرت معصومه(س)

    بر اساس روایتى که مرحوم سپهر در «ناسخ‏» از امام رضا(ع)روایت کرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم ‏اعطا کرده‏اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم کمن زارنى‏» «هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، همانند کسى است که مرا زیارت کرده باشد.» این ‏روایت را مرحوم محلاتى نیز به همین تعبیر نقل کرده است. با توجه به این که عصمت ‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصر نیست، بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. و علت اشتهار حضرت رسول اکرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است که آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و کبیره، از «ترک اولى‏» نیز که منافات با عصمت ‏ندارد، پاک و مبرا بودند.

    مرحوم مقرم درکتابهاى ارزشمند :«العباس‏» و «على الاکبر»دلائل عصمت ‏حضرت ابوالفضل و حضرت‏على‏اکبر(علیهماالسلام) را بر شمرده‏است. و مرحوم نقدى در کتاب‏«زینب الکبرى‏» از عصمت‏حضرت زینب سلام الله علیها سخن‏گفته است. و مولف «کریمه اهلبیت‏» شواهد عصمت‏حضرت معصومه(س)را بازگو نموده است.

    و با توجه به این که حضرت معصومه(س) نام شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر امام(ع)دقیقا به معناى اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق حکم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏حدیث‏شریف برعصمت آن بزرگوار بى‏تردید خواهد بود.

    فداها ابوها

    آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب «کشف اللئالى‏» نقل‏فرموده که روزى عده‏اى از شیعیان وارد مدینه شدند و پرسشهایى‏داشتند که مى‏خواستند از محضر امام کاظم(ع) بپرسند. امام(ع) درسفر بودند، پرسشهاى خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم‏نمودند، چون عزم سفر کردند براى پاسخ پرسشهاى خود به منزل‏امام(ع) شرفیاب شدند، امام کاظم(ع) مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س) پاسخ آن پرسشها را نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان از مدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام کاظم(ع) مصادف‏شدند و داستان خود را براى آن حضرت شرح دادند.

    هنگامى که امام(ع) پرسشهاى آنان و پاسخهاى حضرت معصومه(س) را ملاحظه کردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به قربانش باد.» باتوجه به این که‏حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیرى پدر بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن حضرت‏حکایت مى‏کند.

    لقبهاى حضرت معصومه(س)از زیارتنامه‏ ها

    سه ‏زیارتنامه براى حضرت معصومه ‏ذکر شده است: یکى از آنها مشهور و دو تاى دیگر غیرمشهوراست.

    اسامى و لقبهایى که براى حضرت معصومه در دو زیارتنامه غیرمشهور ذکر شده، به قرار ذیل است:

    طاهره(پاکیزه)،حمیده(ستوده)،بره(نیکوکار)،رشیده(رشدیافته)،تقیه (پرهیزکار)،رضیه(خشنود از خدا) ،مرضیه(مورد رضایت ‏خدا) ، سیده طاهره(بانوى پاکیزه)، سیده‏ صدیقه(بانوى بسیار راستگو)، سیده رضیه مرضیه(بانوى خشنود ازخدا و مورد رضاى او) ، سیده نساء العالمین(سرور زنان عالم)

    لقبهاى دیگر آن بانو

    محدثه و عابده و مقدامه(بانوى پیشتاز)از دیگر صفات و القابى‏است که براى حضرت معصومه عنوان شده است.




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 96 مرداد 3 ساعت 1:54 عصر |

    فعالیت دارالقرآنفعالیت دارالقرآنفعالیت دارالقرآنفعالیت دارالقرآن




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 96 مرداد 3 ساعت 1:51 عصر |
    لزوم پوشیدگی زن در برابر مردم بیگانه یکی از مسائل مهم اسلامی است.
       
    در قرآن کریم درباره این مطلب تصریح شده است. پوشیده بودن زن از مرد بیگانه، یکی از مظاهر لزوم حریم میان مردان و زنان اجنبی است، همچنان که عدم جواز خلوت میان اجنبی و اجنبیه یکی دیگر از مظاهر آن است. این بحث را در 5 بخش باید رسیدگی کرد:
       
    1-آیا پوشش از مختصات اسلام است و پس از ظهور اسلام از مسلمین به غیرمسلمین سرایت کرده است؟ یا از مختصات اسلام و مسلمین نیست و در میان ملل دیگر قبل از اسلام نیز وجود داشته است؟
       
    2-علت پوشش چیست؟ چنانکه می دانیم در میان حیوانات هیچ گونه حریمی میان جنس نر و ماده وجود ندارد، آنها آزادانه با یکدیگر معاشرت می کنند.
       
    قائده اول این است که افراد انسان نیز چنین باشند. چه موجبی سبب شده که میان مرد و زن حریم و حائلی به صورت پوشیدگی زن یا به صورت دیگر به وجود آید؟
       
    این اختصاص به پوشش ندارد، در مطلق اخلاق جنسی جای چنین سؤالی هست.
       
    درباره حیا و عفاف نیز همین پرسش هست. حیوانات در مسائل جنسی احساس شرم نمی کنند ولی در انسان بخصوص در جنس ماده حیا و شرم وجود دارد.
       
    3- فلسفه پوشش از نظر اسلام چیست؟
       
    4-ایرادها و اشکال های آن کدام است؟
       
    5-حدود پوشش اسلامی چیست؟
       
    آیا اسلام طرفدار پرده نشینی زن است یا اسلام طرفدار این است که زن در حضور مرد بیگانه خود را بپوشاند بدون آن که مجبور باشد از اجتماع کناره گیری کند؟ حدود پوشش چقدر است ؟
      
    فلسفه پوشش در اسلام
      
    فلسفه هایی که برای پوشش ذکر شده است غالباً توجیهاتی است که مخالفین پوشش تراشیده اند و خواسته اند آن را به راحتی در صورت اسلامی بودنش امری غیر منطقی و نامعقول معرفی کنند.
       
    روشن است که اگر انسان مسئله ای را از اول خرافه فرض کند، توجیهی هم که برای آن ذکر می کند متناسب با خرافه خواهد بود.
       
    اگر بحث کنندگان، مسئله را با بی طرفی مورد کاوش قرار می دادند در می یافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامی هیچ یک از سخنان پوچ و بی اساس آنها نیست. ما برای پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصی قائل هستیم که نظر عقلی آن را موجه می سازد و از نظر تحلیل می توان آن را مبنای حجاب در اسلام دانست.
       
    سیمای حقیقی مسئله حجاب
       
    حقیقت امر این است که در مسئله پوشش و به اصطلاح عصر اخیر، حجاب، سخن در این است که آیا زن پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟ آیا مرد باید حق داشته باشد که از هر زنی در هر محفلی حداکثر تمتعات را به استثناء زنا ببرد یا نه؟
       
    اسلام که به روح مسائل می نگرد جواب می دهد: خیر، مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است، و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع می باشند.
       
    درست که صورت ظاهر مسئله این است که زن چه بکند؟ پوشیده بیرون بیاید یا عریان؟ یعنی آن کس که مسئله به نام او عنوان می شود زن است و احیاناً مسئله با لحن دلسوزانه طرح می شود که آیا بهتر است آزاد باشد یا محکوم و اسیر در حجاب؟ اما روح مسئله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید در بهره کشی جنسی از زن، جز از جهت زنا، آزادی مطلق داشته باشد یا نه؟ یعنی آنکه در این مسئله ذینفع مرد است نه زن و لااقل مرد از زن در این مسئله ذینفع تر است.
      
    به قول ویل دورانت: «دامن های کوتاه برای همه جهانیان به جز خیاطان نعمتی است».
       
    پس روح مسئله، محدودیت کامیابی ها به محیط خانوادگی و همسران مشروع است، نه آزاد بودن کامیابی ها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع. اسلام طرفدار نظریه اول است.
       
    از نظر اسلام محدودیت کامیابی های جنسی به محیط خانوادگی و همسران مشروع، از جنبه درونی به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند و از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می گردد و از جنبه اجتماعی موجب حفظ و استیفاء نیروی کار و فعالیت اجتماع می گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
       
    فلسفه پوشش اسلامی به نظر ما چند چیز است. بعضی از آنها جنبه روانی دارد و بعضی جنبه خانه و خانوادگی و بعضی دیگر جنبه اجتماعی و بعضی مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگیری از ابتذال او.
       
    حجاب در اسلام از یک مسئله کلی تر و اساسی تر ریشه می گیرد و آن این است که اسلام می خواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و سمعی و چه انواع دیگر به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد، اجتماع منحصراً برای کار و فعالیت باشد.
       
    برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جویی های جنسی به هم می آمیزد، اسلام می خواهد این دو محیط را کاملاً از یکدیگر تفکیک کند.
       
    آرامش درونی
      
    نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرت های بی بند و بار، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست اشباع نشدنی در می آورد.
       
    غریزه جنسی، غریزه ای نیرومند، عمیق و «دریا صفت» است. هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر می گردد، و همچون آتش که هر چه بیشتر به آن خوراک بدهند، شعله ورتر می شود.
       
    به هر حال، اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل کرده است.
       
    روایات زیادی درباره خطرناک بودن «نگاه»، خطرناک بودن خلوت با زن، و بالاخره خطرناک بودن غریزه ای که مرد و زن را به یکدیگر پیوند می دهد، وارد شده است. ادامه مطلب...


  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | یکشنبه 96 تیر 18 ساعت 11:45 صبح |

    جامعه اسلامی دارای مکتب مشخص و ممتازی است که تاریخ شهادت می دهد توانایی رهبری و ارشاد همه ی جهانیان را دارد. قرآن کریم که کتاب و دستورالعمل زندگی در جامعه اسلامی است مانند روزهای اول بر اصالت و قدرت خود باقی است و جاوید و دائمی بودنش را نیز خداوند متعال تضمین نموده است.

    قرآن کتاب عمل است و دستور چگونگی زندگی کردن را در خود دارد.

     «قُل اعملوا فیسری الله عملکم ورسوله و المؤمنون وستردون الی عاتم اتغیب والشهده فینبئکم بما کنتم تعملون»      سوره توبه آیه 105

    ( و بگو عمل کنیدوبه زودی ببیند خدا کردار شما را وپیامبرش ومؤمنان و به زودی باز گردانیده شوید به سوی دانای غیب و هویدا تا آگاهیتان دهد به آنچه می کردید.)

    پس اگر مشکلی است به عمل نکردن ما به قرآن بر میگردد.

    سوره مبارکه توبه آیه 105

    بدیهی است که بشر بااینکه پیشرفت عجیبی با اختراع و اکتشافات علمی در علم و صنعت داشته است ولی براثر انحرافات و کج روی های اخلاقی دچار مشکلات قابل توجهی شده است که برای صاحب نظران و متفکران عالم جای تعجب و تحیر است .

    یکی از متفکرین غربی میگوید: « ما یاد گرفته ایم در هوا مانند مرغ پرواز کنیم و د ردریا مانند نهنگ شکار کنیم ولی یاد نگرفته ایم روی زمین چگونه زندگی کنیم !»

    آنچه که مایه تعجب و تأسف است اینکه در وضعیت فعلی جهان ، تمام تلاشهای علمی و عملی و آمال و آرزوها به مسائل مالی محدود گشته است و کسی به فکر حاکمیت اخلاق و ضرورت تربیت الهی و احیای ارزشهای انسانی نیست .و این بی توجهی تمدن جهان را به پرتگاه سقوط کشانده است.

    اکنون انسانها با این سؤال اساسی مواجه اند که با این وضعینت اخلاقی د رجهان چه باید کرد؟ شاید با ورش برای نسانها حتی مسلمانان مشکل باشد ولی تنها راه موجود ، پناه برده به قرآن عزیز و استفاده از شیوه های تربیتی نهفته در قرآن  است . حضرت محمد مصطفی (ص) پیشوای انسانیت نیز فرموده اند :

    «هر وقت پرده های تاریک بر اجتماع سایه افکند ، به قرآن روی آورید و از راهنمایی آن بهره مند شوید.»

    محققان بیگانه از جمله دکتر گوستاو لوبن فرانسوی د رخصوص آثار اعجاز آمیز قرآن گفته است :

    « هر نوع سیستم تربیتی جدید برای بشر سه دوره لازم دارد تا به تدریج از آن بهرهمند شود و د رپایان امر برای نسل سوم ثمر بخش شود ولی قرآن آنچنان کتابی است که آثار تربیتی اش را د رهمان نسل اول به حد کمال نشان داد و امتی را تربیت کرد که د رکمتر از یک قرن بر سه قاره آسیا ، آفریقا ، و اروپا ( اسپانیا) حکومت نمود .»

    امید است همه ی مردم کشورهای جهان برای حل بحران اخلاقی و تربیتی موجود ، به قرآن رو آورند و مسلمانان نیز با ایمان و باور عمیق به قرآن از روشهای تربیتی آن برخوردار شوند .

    کلیات و مفاهیم

    واژه تربیت به معنی پروردن ، پروراندن ، پرورش دادن ، ادب و اخلاق به کسی یاد دادن است . و از مصدر باب تفعیل به معنی رشد است. بنابراین ، تربیت مختص انسان نیست و برای هر موجودی که توانایی رشد داشته باشد ، صادق است . این واژه د رقرآن کریم در داستان موسی ابن عمران از زبان فرعون آمده است :

    « قال الم نربک فینا ولیداً ولبثت فینا من عمرک سنین» سوره مبارکه شعراء آیه 18

    «آیا ما تو را در کودکی نپروراندیم و در میان ما سالهایی از عمرت را به سر نبردی؟»

    که احتمالاً منظور آن  تربیت جسمی و مادی میباشد.

    تربیت یک نوع پرورش موجود زنده است یعنی فراهم کردن زمینه برای رشد استعدادهایی که در موجود زنده وجود دارد مثل رشد و پرورش گلها و درختان البته با این تفاوت که در پرورش انسان باید بین همه استعدادهای طبیعی تعادل برقرار باشد.

    مؤمن یعنی با ایمان ، خلاف کافر، کسی که به خدا و پیامبر گرویده است.

    قرآن به معنی کتاب آسمانی مسلمانان که شامل صد و چهارده سوره است. هشتادودو سوره آن در مکه نازل شده و به آن سوره های مکی می گویند و سی ودو سوره آن در مدینه نازل شده و به آن سوره های مدنی می گویند.

    ادامه مطلب...


  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 96 تیر 13 ساعت 12:22 عصر |

     

    روز قدس




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | سه شنبه 96 خرداد 30 ساعت 12:22 عصر |




  • وقت بخیر:خواننده ی گرامی :
  • نویسنده: علیرضا صادقی حسن آبادی | پنج شنبه 96 خرداد 25 ساعت 11:40 صبح |
       1   2      >

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    شهادت حضرت جواد الائمه ع
    ولادت کریمه اهل بیت ...
    فعالیت دارالقرآن ازنگاه تصاویر
    حجاب از دیدگاه استاد مطهری
    تربیت ازدیدگاه قرآن
    جملات حضرت امام ومقام معظم رهبری....
    شب قدر
    شب قدر
    [عناوین آرشیوشده]
    کد عکس

    اسلایدر

    خوش آمود گویی

    ابزار وبلاگ